به خاطر خودم ساختمش واسه مقدس بودن عشقم
دوست دارم
دلم طاقت دوری تو نداره ببخش این عاشق پر اشتباه رو به قلب خسته جون بده دوباره اخه چطور دلت اومد تنهام بزاری تو بازی زمونه جام بزاری تو بی من بری من بی تو میمیریم اخه شده بودی عزیز ترینم شبا غمو ...منو ابر پاره پاره اسمون داره واسه دل می باره رفتیو حالا اشک خیس ابرا گریه هاتو یاد من میاره یاد چشات داره منو دیوونه می کنه با غصه ها داره منو هم خونه می کنه دل دیگه طاقت موندن نداره دیوونه یه بیقراره این روزا دباره خاطراتم با مریم اومد سراغم دوباره دلم گرفته ...دوباره همه اون اشکا اون خنده ها او ادا در اوردن ها همشون اومدن سراغم.....دوباره همه اون روزا میان جلوی چشمم رژه میرن... یه حس عجیبی دارم یه جور دلشوره که نمی دونم تهش چطوری میشه.... وای خدا چقدر تو مهربونی ....دلم دوباره هوای عشقمو کرده...دوباره می خوام تلاش کنم واسه اثبات عشقم...خدایا کمکم کن... واسه اثبات عشقم چرا هرچي بلاست سر دلم مياد ين روزا كه بي كسم من تو اغوش كي هستي ازت بدم مياد تف به روت به گو دنبال چي بودي اون چي بود كه من نداشتم برو به درك ديگه دوست ندارم دلم گريه مي خواد چرا هرچي بلاست سر دلم مياد وقتی تو نباشی از غم خونده اون که تورو برده دلمو سوزنده بود که ببینه عشقی نمونده حالا باید غریبه ها به من بگن دوسم نداری از این همه ترانه ها که عسق و تو دلم گذاشت بی تو دارم می سوزم چی رو بزارم به جاش همه مردن من مردم توام بمیر برو به درک دیگه نمی خوام عشق تو برو به درک رفتی دلم شکست امید وارم ............... یه عاشقی بود که یه روز بهت می گفت دوست داره اخ که دوست داره هنوز دلم یه دیوونه شده واست می گریه هنوز از دله دیوونه نترس اخه دوست داره هنوز وای که دوست داره هنوز شب که میشه به عشق تو غزل غزل صدا میشم ترانه خون قصه تموم عاشقا میشم گفتی که با وفا بشم سهم من از وفا تویی سهم من از خودم تویی سهم من از خدا تویی گفتی که دلتنگی نکن اخ مگه میشه نازنین دل پریشون منو ندیدی و بیا ببین شب که میشه به عشق تو غزل غزل صدا میشم ترانه خون قصه تموم عاشقا میشم نمی دونم این چه سرنوشتیه که نصیب من شده هر کاریم می کنم از دستم چیزی بر نمیاد... خیلی دارم تلاش می کنم اما همیشه گم میشم تو مسیر زندگیم... اخه چرا من اینطوری شدم...یگه شاد نیستم ...دیگه نمی تونم بخندونم دو هفته پیشم از طرف یکی از دوستان کلی فحش و ناسزا شنیدم... خیلی سعی کردم جلو خودمو بگیرم ..اما نتونستن چون واقعا من بی گناه بودم .. اما اون هر چی خواست به من گفت ..منم جوابشو دادم.. خدایا این چه زندگی که من دارم چرا اینطوری شدم... خدایا میبینی که غرورم واقعا شکست و خرد شد... دیگه چیزی ندارم ....می دون منم تو این مدت بدتر از همه بودم خیلی استباه کردم.. نمی خوای یکم به من کمک کنی...منو نجات بدی.... خدایا الان خیلی بهت احتیاج دارم ....می دونم هوامو داری ... کمکم کن خدایا .... ولی خودت می دونی من دوباره شروع می کنم دوباره ساختمش با همون پس و اسم... بگیر پاکش کن دوباره می سازم .... دوباره پاکش کن دوباره می سازم تا ابد می سازم... فک کردی ازت ترسیدم....بازم میگم تو خیلی ماهی
سنگی خموش در گذر رود زندگی
بس خورده تازیانه ی موج شتابکار
سنگم ،
سنگی صبور و سرد
کافتاده در گذرگه سیل خرابکار
کوبیده سر به سینه ی سردم تگرگ و باد
افشانده گیسوان به تنم ماهتاب و بید
سنگم
سنگی همه نگاه
دل بی امید و شور
لب بسته بردبار
بس ناله ها شنیده ز ابر سرشکبار
بس قصه ها شنیده ز شام فریبکار
سنگم
سنگی عبوس و سخت
در دل هزار یاد :
یاد شکوه برف
یاد نسیم رود
بال کبوتران
یاد فرشته های خیال گریز پا
من گرد رنج و غم
در چشمه های نور
افشانده ام به صبر
من دیده ام ز دور
بزم ستارگان
در قصه های ابر
روزی دو عشق پاک
بر ماسه های رود
همراه نغمه ها
در عطر یک بهار
بشکفت پر امید
روزی دگر دو عشق
چرکین و دل سیاه
با زهر یک خزان
افسرد و پژمرید
اما : اما هماره سنگ بوده است اینچنین
واسم مهم نیست کی هستی ...
| Design By : Night Skin |

